گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در کاهش است از سخن خود سخن طراز

در سمین به رشته بود بوته گدار

درکم زدن زیادتی آنها که دیده اند

چون شمع می کنند زبان در دهان گاز

زیباست این کمند باری شکار خلق

زاهد مکن دراز برای خدا نماز

جز مهر خامشی که کند عمر رافزون

نشنیده ام شود ز گره رشته ای دراز

بردل مرا غبار علایق نشسته بود

روی عرق فشان توام کرد پاکباز

تا چون صدف کنند ترا مخزن گهر

بردار سوی عالم بالا کف نیاز

شبنم اگر ز سیر کند منع بوی گل

صائب شود به مهر خموشی نهفته راز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور