گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز

بلبل و جغد هم آواز نگردد هرگز

من میخواره و همراهی زاهد، هیهات

صحبت سنگ و سبو، ساز نگردد هرگز

با سیه دل چه کند صحبت روشن گهران ؟

زنگ از آیینه سخنساز نگردد هرگز

از خود آرا طمع سیرت شایسته خطاست

که برون ساز، درون ساز نگردد هرگز

تا کسی گل نزند روزن بینایی را

بر رخش رخنه دل باز نگردد هرگز

عجز را مهر به لب زن چو بلا نازل شد

به کمان تیر قضا باز نگردد هرگز

کبک اگر خنده بیجا نکند من ضامن

که گرفتار به شهباز نگردد هرگز

تا تو صائب ز خس و خار نیفشانی دست

شعله آه سرافراز نگردد هرگز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.