گنجور

 
صائب

ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟

فرات را ز شهیدان کربلا چه خبر؟

تمام عمر به بیگانگان برآمده‌ای

دل ترا ز سخنهای آشنا چه خبر؟

مرا چگونه شناسد سپهر خود نشناس؟

خبر نیافته از خویش را ز ما چه خبر؟

ز پشت آینه روی مراد نتوان دید

ترا که روی به خلق است از خدا چه خبر؟

یکی است نسبت خار و حریر در ره من

مرا که از سر خود فارغم ز پا چه خبر؟

ترا که نیست خبر از هوای عالم آب

ز لطف آب و ز کیفیت هوا چه خبر؟

توان به درد رسیدن ز راه آگاهی

مرا که محو بلا گشتم از بلا چه خبر

ز حال صائب مسکین که خاک ره شده است

ترا که نیست نگاهی به زیر پا چه خبر

 
 
 
حمایت مالی از گنجور
شاه نعمت‌الله ولی

چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر

ولی ندیده کسی را ز اولیا چه خبر

مرو به خود به خود آ تا خدای خود بینی

بیا بگو که تو را از خود و خدا چه خبر

چو تو به عرش نرفتی چه دانی از معراج

[...]

حسین خوارزمی

ترا ز حال من زار مبتلا چه خبر

که شاه را ز غم و درد هر گدا چه خبر

تو نازنین جهانی و ناز پرورده

ترا ز سوز درون و نیاز ما چه خبر

چو دل ز مهر نگاری نهشته ای ایمه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه