گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد

از صور قیامت هم بیدارنمی گردد

در غمکده هستی بر کوچه مستی زن

کاین راه به هشیاری هموارنمی گردد

از طینت زاهد می خشکی نبرد بیرون

این شوره زمین هرگز گلزار نمی گردد

ز افشردن پا گردد گفتار جهان پیما

بی نقطه پا برجاپرگار نمی گردد

از نعمت بی پایان قسمت نشود افزون

آب گهر از دریا بسیار نمی گردد

در ابر نمی ماند از گردش خوداختر

از خواب دو چشم او بیکار نمی گردد

چشم تو ودلجویی دورند ز همدیگر

هر خانه براندازی معمارنمی گردد

با نرگس مخمورت خون دو جهان چبود

این جام به صد دریا سرشارنمی گردد

کف خاک نشین گردد چون دیگ به جوش آید

گرد سردیوانه دستار نمی گردد

کوتاه نشد از خط دست ستم زلفش

خوابیده چو افتد ره بیدار نمی گردد

از حسن جدایی نیست بیتاب محبت را

این گنج جدا هرگز از مارنمی گردد

بار از دل بی برگان هر نخل که بردارد

بی برگ نمی ماند بی بار نمی گردد

از جوش سخن صائب پیوسته بود بیخود

در موسم گل بلبل هشیار نمی گردد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط