گنجور

 
صائب تبریزی
 

یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود

آهم به سیر عالم بالا نمی رود

جایی نمی روی که دل بدگمان من

تا بازگشتن تو به صد جا نمی رود

آب حیات آتش افسرده، دامن است

مجنون عبث به دامن صحرا نمی رود

ای اشک شوخ چشم، به رفتن شتاب چیست

یوسف چنین ز پیش زلیخا نمی رود

از دل نبرد تلخی زهر فراق، وصل

زنگ از سرشت شیشه به صهبا نمی رود

کی می روم به عالم هوشیاری از جنون

کز کیسه ام هزار تماشا نمی رود

ما را مبر به کعبه که مستان عشق را

جز پای خم به جای دگر پا نمی رود

زان روی آتشین که دو عالم کباب اوست

دود از کدام خانه به بالا نمی رود

صائب اگر به سایه طوبی وطن کنم

از پیش چشم آن قد رعنا نمی رود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.