جمعی که زیر تیغ فنا دست وپا زنند
چون موج پشت دست به آب بقا زنند
دور قدح به مرکز ما می شود تمام
در محفلی که ساغر مرد آزما زنند
هر قطره ایش پرده خواب دگر شود
بر روی بخت خفته گر آب بقا زنند
قرصی اگر به سفره روشندلان بود
ذرات را ز پرتو همت صلا زنند
سنگ ملامتی که به روشندلان رسد
گیرند از هوا در صلح وصفا زنند
جمعی که روی تلخ کنند از قضای حق
غافل که زهر بر دم تیغ قضا زنند
داریم نامه ای ز دل خود سیاهتر
مهر قبول بر ورق ما کجا زنند
صائب به شیشه خانه دل سنگ می زنند
آنان که حرف سخت به روی گدا زنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره جمعیتی است که درگیر مشکلات و چالشهای زندگی هستند و تلاش میکنند به بقا و ادامه حیات بپردازند. آنها در شرایط دشواری به سر میبرند و در پی یافتن امید و راهی برای رهایی از آلام خود هستند. شاعر با اشاره به موانع و سختیهایی که بر سر راه فهم و درک وجود دارد، به آرزوهای خام و ناامیدیهایی که بر دل انسانها غلبه دارد، پرداخته است. همچنین، او به تضعیف روحیه و سکوت اجتماعی اشاره میکند و در نهایت خواستار دقت در اعمال و رفتارهای خود و دیگران است.
هوش مصنوعی: گروهی که در برابر فنا و زوال تلاش میکنند، مانند موجهایی که به سطح آب میزنند، میکوشند تا به زندگی و بقا دست یابند.
هوش مصنوعی: در جمعی که مردان دلیر و آزمایشگر حضور دارند، دور جام به مرکز توجه ما میرسد.
هوش مصنوعی: هر قطره ای از این آب میتواند پردهای از خواب را کنار بزند و بر سرنوشت نامشخص و خفته تاثیر بگذارد، اگر این آب حیاتبخش باشد.
هوش مصنوعی: اگر لقمهای بر سفرهی انسانهای روشندل باشد، ذرات آن از تابش همت و ارادهی آنها به صدا در میآیند.
هوش مصنوعی: اگر انتقاد و سرزنش به افرادی که در روشنفکری و نیکی هستند برسد، آنها با گرمی و آرامش به استقبال آن میروند و در فضایی دوستانه و صمیمی با آن برخورد میکنند.
هوش مصنوعی: گروهی که از سرنوشت ناخوشایند شکایت میکنند، غافل از این هستند که تقدیر الهی مانند شمشیری تیز و زهرآگین عمل میکند.
هوش مصنوعی: ما نامهای از دل خود داریم که از هر سیاهی تیرهتر است. چه کسی آن را به تأیید بر روی کاغذ ما خواهد زد؟
هوش مصنوعی: کسانی که سخنان سخت و تند به بیپناهان میزنند، به همان اندازه بیرحمانه دلهای دیگران را با سنگ میشکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند
رو با خدا کنند و جهان را قفا زنند
خط وجود را قلم قهر درکشند
بر روی هر دو کون یکی پشت پا زنند
چون پا زنند دست گشایند از جهان
[...]
سرپا برهنگان که دم از کبریا زنند
مردانه پای بر سر کبر و ریا زنند
مستان که میکشند سبوی بساط عیش
ساغر کشان شیشه غم را صلا زنند
گر بینواست دل زنوا مطربان عشق
[...]
آنانکه دم ز دولت فقر و فنا زنند
بر پادشاهی دو جهان پشت پا زنند
مستان یار کوس انالباقی آشکار
منصور وار بر سر دار فنا زنند
با پای سیر وادی هستی کنند طی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.