گنجور

 
صائب تبریزی
 

کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند

توان به چرخ سرخودزپیچ وتاب رساند

چه چشمهای خمارین ولعل میگون است

که می توان ز تماشای او شراب رساند

به مهره دل مومین من چه خواهد کرد

رخی که خانه آیینه را به آب رساند

چگونه دست نشویم زذل که سبزه زنگ

در آبگینه من ریشه را به آب رساند

به ناامیدی از امید کامیاب شدم

به آب خضر مرا موجه سراب رساند

هزار حلقه زدم پیچ وتاب چون جوهر

چوتیغ تا به لبم چرخ یک دم آب رساند

ز دست دامن پاکان رها مکن زنهار

که قرب گل سر شبنم به آفتاب رساند

ز پیچ وتاب مکش سرکه رشته را صائب

به وصل گوهر شهوار پیچ وتاب رساند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.