گنجور

 
صائب تبریزی
 

پند ناصح به جنون من افگار افزود

شربت تلخ به بدخویی بیمار افزود

هیچ کس عقده ای از کار جهان باز نکرد

هرکه آمد گرهی چند بر این کار افزود

زهد را پیشه گرفتم که ز غفلت برهم

پرده غفلتم از جبه و دستار افزود

باعث کلفت من جوش هواداران شد

عکس طوطی به دل آینه زنگار افزود

هرکه آمد غمی از روی دلم بردارد

رخنه ای چند بر این سینه افگار افزود

شعله عشق ز تقلید بلندی گیرد

شور بلبل ز تماشایی گلزار افزود

عشق از روز ازل اینهمه دشوار نبود

هرکه در دل گرهی داشت بر این کار افزود

پشت آیینه به من چهره مقصود نمود

رغبت خیر من از صحبت اشرار افزود

شغل فرهاد گرفتن ز جوانمردی نیست

نتوان کوه غم خویش به کهسار افزود

چون قلم صحبت من تا به دورویان افتاد

هرچه کاهید ز کردار به گفتار افزود

این چه راه است که هرچند که مشکلتر شد

بیشتر درد طلب بر دل افگار افزود

هرقدر در چمن حسن تو گل افزون شد

شرم بیرحم به خار سر دیوار افزود

گرمتر کرد من سوخته را زخم زبان

شعله آتش سوزان ز خس و خار افزود

آه ازین رسم که هرچند که مشکل شد راه

عشق صائب به دل راهروان بار افزود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.