گنجور

 
صائب تبریزی
 

نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود

بازی نعمت الوان مخور از خوان وجود

گریه تلخ بود چشمه شیرین حیات

آه افسوس بود گرد بیابان وجود

رحم کن بر دل صدپاره، مشو هم نمکش

که بود شور قیامت نمک خوان وجود

زود باشد که کند زهر ندامت سبزش

هرکه لب تر کند از چشمه حیوان وجود

دامن دشت عدم تا به قیامت سبزست

دو سه روزی است برومندی بستان وجود

چه بغیر از دل و چشم نگران با خود برد؟

شبنم ما ز تماشای گلستان وجود

پیش شمعی که شد از آفت هستی آگاه

دهن گاز بود طوق گریبان وجود

پر کاهی است که بر باد بود بنیادش

در بیابان عدم تخت سلیمان وجود

می توان یافت به صبح دل بیدار نجات

از خیال عدم و خواب پریشان وجود

نیست جز جوهر شمشیر شهادت صائب

خط آزادی اطفال دبستان وجود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.