گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۶۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود

شیشه چون شد تهی از باده پریخانه بود

دلش از کوتهی رشته عمرست کباب

گریه شمع نه در ماتم پروانه بود

شکن زلف تو از خال فریبنده ترست

گره دام تو دلچسب تر از دانه بود

بی جنون دایره حسن بود بی پرگار

مرکز حلقه اطفال ز دیوانه بود

دایم از کیف دو بالاست دماغش بر تخت

هرکه را تاج و نگین، شیشه و پیمانه بود

بخت سبزی که توانگر به دعا می طلبد

قانعان را به نظر سبزه بیگانه بود

خرج من دایم از اندازه دخل است زیاد

مور در خرمن من بیشتر از دانه بود

لب پیمانه بود نقل شرابم صائب

مطرب محفل من نعره مستانه بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.