گنجور

 
صائب تبریزی
 

زسنگ کودکان از پا دل دیوانه ننشیند

به حرف سخت از جوش خود این میخانه ننشیند

نگردد تا تهی از سنگ جیب و دامن طفلان

به دامان بیابان گرد این دیوانه ننشیند

نسازد خاک خامش آتش ما بیقراران را

می پرزور ما از جوش در پیمانه ننشیند

زچشم شور، آب زندگانی تلخ می گردد

همان بهتر که با فرزانگان دیوانه ننشیند

از در آستین پیوسته دارد شمع اشک خود

که گرد کلفتی بر خاطر پروانه ننشیند

ز آب بحر چون گرد یتیمی بیش می گردد

غبار خاطری کز گریه مستانه ننشیند

مکن زنهار از خلوت نشینی منع زاهد را

چه سازد صورت دیوار اگر در خانه ننشیند؟

نمی ماند به زندان بدن چون روح کامل شد

که صهبا چون نشست از جوش در میخانه ننشیند

زسیلاب بهاران خانه آرایی نمی آید

دل بیتاب ما در کعبه و بتخانه ننشیند

مهیای سفر شو چون قد از پیری دو تا گردد

ته دیوار مایل مردم فرزانه ننشیند

دل ما بیقراران چون شود آسوده در زلفی

که یک دم بر زمین با پای چوبین شانه ننشیند

مروت نیست آلودن به تهمت دامن پاکان

به خلوت عاشق بیتاب با جانانه ننشیند

برومندی نصیب خاکساران می شود صائب

نگردد سبز تا در خاک چندی دانه ننشیند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.