گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کجا دیوانه را دل از ملامت تنگ می گردد؟

که نخل بارور را دل سبک از سنگ می گردد

زدست انداز گردون کوته اندیشی که می نالد

نمی داند که ساز از گوشمال آهنگ می گردد

زبس عالم سیه در چشمم از نادیدنیها شد

مرا آیینه دل صیقلی از زنگ می گردد

به آهی کوه تمکین نکویان را سبک سازم

به من فرهاد سنگین دست کی همسنگ می گردد؟

چرا اندیشم از گرد گنه با رحمت یزدان؟

به دریا سیل چون پیوسته شد یکرنگ می گردد

اگر از زنگ می گردد سیاه آیینه ها را دل

صفای چهره افزون از خط شبرنگ می گردد

مخوان بر زاهدان خشک طینت شعر تر صائب

که آب چشم نیسان در صدفها سنگ می گردد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.