گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۲۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟

کسی تا چند بی لنگر درین دریای خون گردد؟

پریشان گشت دلها تا بریدی زلف مشکین را

سپاه از یکدگر ریزد علم چون سرنگون گردد

نزد مهر خموشی بر دهن گرداب دریا را

کجا کم شورش مغز من از داغ جنون گردد؟

به رنج و راحت دنیا منه دل چون تنک ظرفان

که خون از انقلاب دهر شیر و شیر خون گردد

مگر آوارگی راهی گذارد پیش من، ورنه

چنان خود را نکردم گم که خضرم رهنمون گردد

گریبان لحد را چاک خواهد کرد اشک من

تنوری چون امانت دار این طوفان خون گردد؟

می روشن بود آیینه اسرار، حکمت را

نشیند هر که در خم چون فلاطون ذوفنون گردد

هنوز از درد و داغ ماتم فرهاد خونین دل

صدا در خون دل آغشته باز از بیستون گردد

چسان صائب کنم رام خود آن آهوی وحشی را؟

که تا در خاطرش آرم دل اندیشه خون گردد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.