گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صدق، روشنگر ضمیر من است

صبح روشن ضمیر، پیر من است

موری از من نمی شود پامال

کف دست دعا سریر من است

نیستم امت تن آرایان

خلق خوش جامه حریر من است

دولت افتاده است در قدمم

پر و بال هما حصیر من است

به گریبان اگر نپردازم

کاوش سینه دستگیر من است

رم آهو به آن سبکپایی

داغ طبع کناره گیر من است

بلبل خوش نوای نیشابور

خجل از طبع بی نظیر من است

آفتاب شکفته رو صائب

گلی از گلشن ضمیر من است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.