گنجور

 
صائب تبریزی
 

جز گریه چشم اشک فشان را علاج نیست

جز صبر عاشق نگران را علاج نیست

درمانده ام به دست دل هرزه گرد خویش

در دست باد برگ خزان را علاج نیست

تن در کشاکش فلک سفله داده ام

جز پیروی دست، کمان را علاج نیست

عنقا اگر نه گرد فشاند ز بال خویش

ناسور زخم تیغ زبان را علاج نیست

طوفان اگر نه شعله کشد از دل تنور

خار و خس بسیط جهان را علاج نیست

آن را که زد شراب، علاجش بود شراب

دردسر فلک زدگان را علاج نیست

صائب به دست باد بود تا عنان زلف

جز پیچ و تاب رشته جان را علاج نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.