گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از مروت نیست چیدن غنچه نشکفته را

چون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته را

سینه اهل تعلق شاهراه تفرقه است

میهمان باشد کثافت، خانه نارفته را

در دل تنگ است فتح الباب ها عشاق را

خنده ها در پرده باشد غنچه نشکفته را

دیده بیدار نگذارد اگر پایی به پیش

قطع کردن سخت دشوارست راه خفته را

خودسران سررشته پرواز را گم می کنند

سر مده در صید دل ها کاکل آشفته را

پاک چون گردند دل ها، فیض نازل می شود

می رسد از غیب مهمان، خانه های رفته را

با سیه بختی شود آسان ره دور عدم

می توان طی کرد در شب زود راه خفته را

خامشی را رتبه بالا(تر) بود صائب ز نطق

قدر و قیمت بیش باشد گوهر ناسفته را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.