گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در غم و شادی ایام مرا حال یکی است

فصل هر چند کند جامه بدل سال یکی است

حرص دایم ز برای دگران در گردست

حال این بی بصر و دیده غربال یکی است

عرق سعی برای دگران می ریزد

حاصل خواجه ز مال خود و حمال یکی است

هر نفس اهل هوس نیت دیگر دارند

دل این طایفه و قرعه رمال یکی است

پیش سوزن که به یک چشم جهان را بیند

گوهر عیسی و خرمهره دجال یکی است

پیش جمعی که ازین نشأه به تنگ آمده اند

شادی مردن و آزادی اطفال یکی است

دل اگر نرم شود کار جهان آسان است

گره سخت به سررشته آمال یکی است

ادب پیر خرابات نگهداشتنی است

طبع پیران و دل نازک اطفال یکی است

تا رسیدم به پریخانه وحدت صائب

پای طاوس مرا در نظر و بال یکی است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.