گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۰۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر دلی کز زلف جانان سر برآرد کشتنی است

از حرم صیدی که پا بیرون گذارد کشتنی است

قطره از دریا چرا دارد سر خود را دریغ؟

زیر تیغ یار هر کس سر بخارد کشتنی است

صاحب اقبالی که پای خود به وقت اقتدار

بر گلوی دشمن عاجز فشارد کشتنی است

روزگار بیغمی را، هر که از ارباب درد

از حساب زندگانی بر شمارد کشتنی است

هر که باری از دل مردم تواند بر گرفت

دست خود بر روی یکدیگر گذارد کشتنی است

طاعت خالص بود از خودنمایی بی نیاز

آشکارا هر که این ره را سپارد کشتنی است

هر سبکدستی که در فصل بهار زندگی

تخم نیکی در دل مردم نکارد کشتنی است

هر که بعد از عفو کردن، آشکارا و نهان

جرم دشمن را به روی دشمن آرد کشتنی است

حد هر کس چون حرم صائب حصار جان اوست

هر که پا از حد خود بیرون گذارد کشتنی است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شهاب رشیدی نوشته:

درود بر صائب تبریزی با اشعار زیبایش

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.