گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حسن عالمسوز ماه من دو بالای گل است

کج نگه کردن به دستارش چه یارای گل است؟

گلفروش باغ، ناز باغبانان می کشد

لاله چین دشت ایمن را چه پروای گل است؟

بیغمی بنگر که با این داغ های آتشین

چشم کافر نعمت ما را تمنای گل است

از سر مینای پر می پنبه بردارید زود

شعله را بر گوشه دستارکی جان گل است؟

هر که دارد شیشه ای خود را به گلشن کی کشد؟

وعده گاه دختر رز باز در پای گل است

شوخ چشمی بین که با خصمی چو خورشید بلند

شبنم گستاخ ما محو تماشای گل است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.