گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ

من آن توام بخسب ایمن به فراغ

ترسم که چراغ زیر طشتی بنهی

وانگاه بجویمش به صد چشم و چراغ

صفی علیشاه

باشد گرت از وجود درویش سراغ

آن نیست که نیستش ز کونین فراغ

در شهر فناست مجمع اهل فنا

زان جمع بو صفیعلی چشم و چراغ

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه