|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربه شدید و عمیق عشق صحبت میکند. او اشاره دارد که با آمدن عشق به زندگیاش، چشمش دیگر نشانی از سلامتی نمیبیند و به خاطر رنجی که از عشق متحمل شده، نشانههایی بر روی صورتش نمایان شده است. عشق برای او به معنای تحمل غم و سختیهای فراوان است.
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به اوج خود رسید و غوغایی به پا کرد، چشمان من هیچ نشانهای از خوشحالی و سلامتی عشق را ندیدند.
هوش مصنوعی: از آنقدر که قلبم درد عشق را تحمل کرد، بر روی دلو ناخن عشق نشانهای نمایان شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی گفت صبا که گل بنزدیک رسید
باور کردم که رنگ آن بود پدید
زیرا که چو چشمهای نرگس می جست
می دانستم که روی گل خواهد دید
معشوقه بچشم دیگران نتوان دید
جانان مرا بچشم من بایددید
نام صنمی که مثل او دیده ندید
صادست ولی در اول قلب جدید
از سوزش سودای تو ای شاه فرید
دارم دل ریش را نمکسود قدید
هرچند بود جدید را ذوق دگر
ما را ز قدید تو بود ذوق جدید
ای آن که هوس دکانی از بهر تو چید
بر حال دلت چه گریه، باید خندید
هر نقش که دیدی، به دلت صورت بست
یک چشم و هزار مردم چشم که دید؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.