عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته است
راست پنداری ز رویش عید عیدی خواسته است
گر جمال عید، عالم را بیاراید رواست
عید را باری جمال روی او آراسته است
خاک راه از بوی زلفش پر نسیم عنبر است
چشم خلق از نور رویش بر مه ناکاسته است
فتنه ای از حسن او در تعبیه ره یافته است
نوحه ای از عشق او از عیدگه برخاسته است
سرو و باغ و باغبان از قامت او طیره اند
گویی او را باغبان مجد دین پیراسته است
سید مشرق که از بخشیده و انعام اوست
هر چه اندر مشرق و مغرب نعیم و خواسته است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و عظمت عید میپردازد و تأکید میکند که عید خوبان به زیبایی چهرهی خود آراسته است. شاعر بیان میکند که اگر جمال عید عالم را زینت دهد، به دلیل زیبایی چهرهی معشوق است. همچنین، بوی زلف او فضای راهها را پر کرده و چشمان مردم از نور او روشنی گرفته است. این زیبایی و جذابیت باعث فتنه و عشق در دلها شده و همه چیز از جمله سرو، باغ و باغبان تحت تأثیر قامت او قرار دارند. در نهایت، شاعر به سید مشرق اشاره میکند که او منبع بخشش و نعمت است و هر آنچه در جهان وجود دارد، از اوست.
هوش مصنوعی: عید زیباییها مانند چهرهی خودت زیبا و آراسته است؛ بهطوری که گویی از روی آن عید و شادمانی خواسته شده است.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی عید، جهانی را زینت میبخشد، شایسته است که عید به خاطر زیبایی چهره او، زینت یابد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که زمین معطر به بوی گیسوان اوست و چشمان مردم به خاطر درخشش چهرهاش همچون ماه نورانی شده است.
هوش مصنوعی: جاذبه و زیبایی او باعث شده که هر کسی به دنبال راهی برای رسیدن به او باشد و اشتیاق و عشق او به قدری قوی است که حتی در روزهای شادی و جشن نیز در دلها طنینانداز میشود.
هوش مصنوعی: سروها، باغ و باغبان به خاطر زیبایی او خجالتزده و تحتتأثیر قرار گرفتهاند، گویی که او را باغبان مایهدار دین آراسته است.
هوش مصنوعی: سید مشرق، که موهبتی از جانب اوست، هر آنچه در مشرق و مغرب وجود دارد، نعمت و خواسته اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن خداوندی که طبعش چون بهار آراسته است
سرو بستان سری از جاه او بر خواسته است
از مکاره وز معایب سربسر پیراسته است
دست او از دوستی سائل عدوی خواسته است
روی بخت او همیشه چون مه ناکاسته است
[...]
دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
دل به عشقش از سر هر دو جهان بر خاسته است
آفتاب از شرم رویش رو نهاده بر زمین
مه به عشق ابرویش همچون هلالی کاسته است
زاهدان را زهد بخشیدند و ما را عاشقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.