مکن از من حذر ای بی معنی
پرده من مدر ای بی معنی
مکن اندر غم آن زلف چو شب
شب من بی سحر ای بی معنی
کار من نیست به جز خوردن غم
غم کارم بخور ای بی معنی
چند از این عهد بد ای بی حاصل
چند از این درد سر ای بی معنی
رسن صبرگسستم ز غمت
مگسل از من نظر ای بی معنی
کرده ای حال مرا بد ز فراق
مکن از بد بتر ای بی معنی
خبر وصل تو پرسم همه روز
مبر از من خبر ای بی معنی
آتش عشق تو دارم در دل
آب رویم مبر ای بی معنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزلی که ارائه شده، احساسی عمیق از عشق و درد فراق را به تصویر میکشد. شاعر از معشوق میخواهد که از او دوری نکند و در عین حال به او میگوید که غم او را نمیتواند رها کند. او از شرایط سختی که در غم عشق به سر میبرد گلایه میکند و بیمعنایی فاصله بین خود و معشوق را ابراز میکند. شاعر همچنین از عشقش و آتش درونش سخن میگوید و از معشوق میخواهد که در این وضعیت سخت او را تنها نگذارد. به طور کلی، این شعر تجلی یک دلشکستگی عمیق و وابستگی شدید به محبوب است.
هوش مصنوعی: از دوری من پرهیز نکن، ای بیخبر از عمق وجودم، درک کن که من چقدر به تو نیاز دارم.
هوش مصنوعی: در غم آن زلف سیاه مانند شب نره، چون زندگی من بینور و بیروزنه است، ای کسی که درک نمیکنی.
هوش مصنوعی: من هیچ کاری جز غصه خوردن ندارم، ای بیمعنا، غم من را بخور.
هوش مصنوعی: چند بار باید به این پیمان بیفایده ادامه دهیم؟ چند بار باید این درد و رنج را تحمل کنیم که هیچ معنا و هدفی ندارد؟
هوش مصنوعی: بذار دل من از غم تو رها نشه، لطفاً هرگز از من غافل نشو، ای کسی که برایم معنایی نداری.
هوش مصنوعی: دوری تو حال مرا بسیار بد کرده است، پس بدتر از این هم نکن ای بیمعنی.
هوش مصنوعی: هر روز از من درباره خبر وصالت سوال نکن، ای بیمعنی!
هوش مصنوعی: در دل من آتش عشق تو شعلهور است، اما نگذار آن را خاموش کنی ای کسی که بیمعنا هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.