گنجور

 
 
ابوسعید ابوالخیر

هجران ترا چو گرم شد هنگامه

بر آتش من قطره فشان از خامه

من رفتم و مرغ روح من پیش تو ماند

تا همچو کبوتر از تو آرد نامه

ابن حسام خوسفی

چون خامه تو سیاه سازد جامه

عنبر بارد ز نوک او برنامه

همدست کند عطارد و پروین را

آنجا که بنان تو بگیرد خامه

طالب آملی

از مژدهٔ صحبتت زبان خامه

طرح گل انتعاش زد بر نامه

اینست که می‌نگنجد از شوق مرا

دل در بروجان در تن و تن در جامه

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه