گنجور

شمارهٔ ۳۶

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قطعات
 

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

وگرنه راعی خلقست زهرمارش باد

که هر چه می‌خورد او جزیت مسلمانیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آریا نوشته:

واقعا شیخ سعدی لفظ شیرین و کلام موثری داشته.

👆☹

مینا نوشته:

ر دیدار سعدی با یکی از حاکمان مغولی و حاکم ازاو میخواهد نصیحتی بشنود و سعدی این دوبیت را میخواند . اینجا تصویر چوپان و رمه است که چکونه یک حکومت حتی به حداقل عدالت را رعایت کند .( اشاره به یک حکومت جدا از دین و مذهب ) اگر تو پاس رعیت را داری مالیاتی که میگیری نوش جانت که آن مزد چوپانیست

👆☹

محمد ضیا احمدی نوشته:

می‌گویند در زمان قدیم پادشاهان مستبد هیچ‌گونه رحم و مروتی نداشتند و نصیحت پذیر نبودند لذا کسی جرئت نمی‌کرد مطلبی خلاف نظر شاه بیان کند / در این قطعه می بینیم سعدی توصیه بسیار تندی به شاه می‌کند و می‌گوید اگر رعایت ملت را نکنی هر به هر عنوان از مردم می‌گیری «زهر مار» برایت باشد واگر رعایت ملت را میکنی به اندازه مزد چوپان حق داری نه بیشتر.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید