گنجور

حکایت شمارهٔ ۲۰

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت
 

گدایی هول را حکایت کنند که نعمتی وافر اندوخته بود.

یکی از پادشاهان گفتش: همی‌نمایند که مال بی کران داری و ما را مهمی هست، اگر به برخی از آن دستگیری کنی چون ارتفاع رسد وفا کرده شود و شکر گفته.

گفت: ای خداوند روی زمین! لایق قدر بزرگوار پادشاه نباشد دست همت به مال چون من گدایی آلوده کردن که جو جو به گدایی فراهم آورده‌ام.

گفت: غم نیست که به کافر می‌دهم اَلخبیثاتُ لِلخبیثین.

گر آب چاه نصرانی نه پاک است

جهود مرده می شویی چه باک است

قالو عَجینُ الکِلْسِ لَیْسَ بِطاهِرٍ

قُلْنا نَسُدُّ بِه شُقوقَ المَبرِزِ

شنیدم که سر از فرمان ملک باز زد و حجت آوردن گرفت و شوخ چشمی کردن.

بفرمود تا مضمون خطاب از او به زجر و توبیخ مستخلص کردند.

به لطافت چو بر نیاید کار

سر به بی حرمتی کشد ناچار

هر که بر خویشتن نبخشاید

گر نبخشد کسی بر او شاید

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۱۳۳ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۳۵ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۸۷ گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۶۶ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۴۹ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۱۳۲ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۱۲۰ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۱۶۴ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۴۳

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط از نسخه‌های دیگر اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

7 نوشته:

گدائی هول را حکایت کنند که نعمتی وافر اندوخته بود. یکی از ملوک گفتش: همی نمایند که مال بیکران داری و ما را مهمی هست. اگر به برخی از آن دستگیری کنی چون ارتفاع رسد وفا کرده شود.
گفت: ای خداوند روی زمین لایق قدر بزرگوار پادشاهان نباشد دست همت به مال چون من گدایی آلوده کردن که جو جو فراهم آورده ام. گفت: غم نیست که به کافران میدهم الخبثیات للخبیثین
گر آب چاه نصرانی نه پـاکست
جهود مرده میشوئی، چه باکست؟
قالوا عجین الکس لیس بطاهر
قـلـنـا نـســد بــه شـقـوق الـمـبــرز
شنیدم که سر از فرمان ملک باز زد و حجت آوردن گرفت و شوخ چشمی کردن. ملک بفرمود تا مضمون خطاب از وی به زجر و توبیخ مستخلص کردند
بــه لـطـافـت چـو بــر نـیـایـد کـار
سـر بـه بـی حـرمتـی کـشـد ناچـار
هر که بـر خویشتـن نبـخـشاید
گـر نـبــخــشـد کـسـی بــرو شـایـد

👆☹

حمیدرضا نوشته:

قالو عَجینُ الکِلْسِ لَیْسَ بِطاهِرٍ
قُلْنا نَسُدُّ بِه شُقوقَ المَبرِزِ

ترجمه به نقل از شرح گلستان استاد خزائلی: گفتند این خمیر آهک پاک نیست. گفتیم (چه اهمیتی دارد) با آن شکافهای مستراح را محکم می‌سازیم.

👆☹

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای