گنجور

حکایت شمارهٔ ۲۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟

گفت: از بی ادبان! هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.

نگویند از سر بازیچه حرفی

کز آن پندی نگیرد صاحب هوش

و گر صد باب حکمت پیش نادان

بخوانند آیدش بازیچه در گوش

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۴۸ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۷۵ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۱۸ گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۹۵ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۰۴ گلستان سعدی به خط محمد محمود لاری به سال ۱۰۱۱ هجری قمری » تصویر ۱۱۷ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۸۷ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۸۷ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۱۲۲ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۰۰ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۲۰ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۹۴ گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری » تصویر ۳۷

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

چرا معنی شعر حکایت ۲۱ نیست

👆☹

فریاد نوشته:

از لقمان پرسیدند :
از چه کسی ادب را یاد گرفتی؟ گفت: از افراد بی ادب ، به این ترتیب که کارهای زشت آنها را دیدم اما انجام ندادم.
معنی شعر:
افراد دانا هر حرفی که می شنوند از آن پند می گیرند اماافراد نادان اگر صد جمله و سخن حکمت آمیز هم بشنوند، آن را شوخی و بازیچه می پندارند و پند نمی گیرند.

👆☹

محمد نوشته:

چودیدی نا پسندی رابگفتار
تفکرکن به عقل خویش بسپار
اگرزشت است وناهنجارجانم
توازانجام زشتش دست بردار

👆☹

بهزاد نوشته:

هر جدی هزل است پیش هازلان
هزل ها جدست پیش عاقلان

👆☹

احسان نوشته:

در مصرع آخر نباید «بخوانند» باشه که با نگویند هماهنگ بشه؟

👆☹

حمید رضا نوشته:

بنده از ارادتمندان و دوستداران شیخ اجل سعدی بزرگوار هستم . اما هر وقت گلستان را مطالعه میکنم در پاره ای موارد انتقاداتی را البته به زعم خودم وارد میبینم . این حکایت از قضا یکی از همین موارد است . چندان با سعدی عزیز در اینجا همعقیده نیستم به چند دلیل . اول اینکه اصولا بر پیشانی کسی نوشته نشده بی ادب یا بد یا ناصالح که اگر مثلا کودکی چنین کسی را دید رفتار او را زشت شمارد و خلاف آن رفتار کند . چه بسا بسیاری از این افراد ظاهر خوب و زیبا و فریبنده ای هم داشته باشند . اگر هم در کسی آنقدر عقل و درایت و بصیرت باشد که از رفتار کسی بتواند پی ببرد که این رفتار زشت و ناپسند است اصولا این فرد ادب آموخته و نیازی به یادگیری ادب ندارد . بر عکس همیشه کارهای زشت و ناپسند دارای جذابیت هستند و ای بسا برای یک فرد کم سن و یک کودک خام چنین افراد و چنین اموری کشش و جاذبه هم داشته باشند . اصولا به نظر من داشتن چنین دیدگاهی حداقل در تعلیم و تربیت مدرن محل اشکال است . هر چند که هیچ وقت نمیتوان کسی را با چشم و گوش بسته بودن با ادب کرد اما از طرفی هم خود من تا به حال ندیده ام کسی با دیدن یک آدم بی ادب و عبرت گرفتن از او ادب ورز شود .

👆☹

مهران نوشته:

سلام، آقای احسان
گویند آدمیزاده از پند و نصیحت آن هم از نوع مدرسه ایش مثل منبر واعظ، نصیحت شیخ و … گریزان است.
من که یاد ☆مهندسی معکوس☆ می افتم

👆☹

مهدی نوشته:

این متن خیلی ظرافت‌های زیادی دارد.
لقمان نمی‌گوید هر فعلی را بی‌ادبان انجام دادند پند گرفته که انجام ندهد. بلکه می‌گوید:
«هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم» یعنی نقش عقل و هوش را فراموش نکرده.
بعلاوه گفته:
نگویند از سر بازیچه حرفی
کزان پندی نگیرد صاحب هوش

یعنی افراد باهوش می‌توانند از حرف‌های بی معنی هم پند بگیرند.

ولی:
و گر صد باب حکمت پیش نادان
بخواند آیدش بازیچه در گوش

افراد نادان حتی اگر ۱۰۰ تا حکمت بهشان تحویل دهید، هیچ چیزی جز حرف‌های بی معنی دریافت نخواهند کرد.

به عبارتی موضوع این حکایت این است که یادگیری اخلاق نیاز به هوش و تفکر است. لقمان به حکیم بودن معروف است، فکر و دانشش به او توان یادگیری اخلاق را داده.

👆☹

آپادا نوشته:

سلام. اولا همانطور که عنوان شده لقمان ادب را از بی ادبان یاد گرفته نه از بی ادب که این نشان از جمع بی ادبان است نه یک نفر بی ادب. ثانیا لقمان که مورد اشاره سعدی است باید انسان کامل و بالغی باشد که سعدی از وی در انظار عمومی نام می برد، پس لقمان در طول زمان انسان با ادبی شده است نه فی البداهه که این مطلب نشان از آن دارد که مثلا اگر کودکی خطایی انجام داد چون هنوز به طور کامل فهیم نیست پس بر او حرجی نیست و باید به وی آموزش داد . این نشان می دهد که انسان اگر در جهان تضادها را ببیند و از نکات مثبت آن درس بگیرد به شخصی فهمیده و عاقل تبدیل می شود.

👆☹

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify