گنجور

بخش ۱۰ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت
 

یکی کرد بر پارسایی گذر

به صورت جهود آمدش در نظر

قفایی فرو کوفت بر گردنش

ببخشید درویش پیراهنش

خجل گفت کانچ از من آمد خطاست

ببخشای بر من، چه جای عطاست؟

به شکرانه گفتا به سر بیستم

که آنم که پنداشتی نیستم

نکو سیرت بی تکلف برون

به از نیکنام خراب اندرون

به نزدیک من شبرو راهزن

به از فاسق پارسا پیرهن

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیلیا نوشته:

منظور از “به شکرانه گفتا به سر بیستم” چیست

👆☹

نیلیا نوشته:

لطفا بیت آخر را توضیح دهید

👆☹

7 نوشته:

به شکرانه گفتا به سر بیستم
که آنم که پنداشتی نیستم
به شکرانه آن که آنکس که پنداشتی من نیستم(نبودم) کله پا می ایستم(با سر راه میروم)
از خوشحالی چنانم که با سر میروم چون آن نبودم که پنداشتی
بیت جا افتاده پایانی;
به نزدیک من شبرو راهزن
به از فاسق پارسا پیرهن

👆☹

بنده نوشته:

با سلام
شرح این حکایت توسط دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت:
https://www.aparat.com/v/zR69r

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید