گنجور

بخش ۷ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت
 

شنیدم که در بزم ترکان مست

مریدی دف و چنگ مطرب شکست

چو چنگش کشیدند حالی به موی

غلامان و چون دف زدندش به روی

شب از درد چوگان و سیلی نخفت

دگر روز پیرش به تعلیم گفت

نخواهی که باشی چو دف روی ریش

چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مصطفی نوشته:

سلام و عرض ادب شعرش چند تا بیت دیگه داره که استادش در خواب واسه ش داستان تعریف میکنه که دو نفر با هم دعوا میکنن و دو نفر میبینن و یکی میره جدا کنه که میزنن سرش میشکنه و…و یه بیتش رو یادمه که میگه
کسی بهتر از خویشتندار نیست*که با خوب و زشت کسش کار نیست

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید