گنجور

بخش ۷ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت
 

شنیدم که در بزم ترکان مست

مریدی دف و چنگ مطرب شکست

چو چنگش کشیدند حالی به موی

غلامان و چون دف زدندش به روی

شب از درد چوگان و سیلی نخفت

دگر روز پیرش به تعلیم گفت

نخواهی که باشی چو دف روی ریش

چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر ۲۵۹ بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر ۲۵۶

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مصطفی نوشته:

سلام و عرض ادب شعرش چند تا بیت دیگه داره که استادش در خواب واسه ش داستان تعریف میکنه که دو نفر با هم دعوا میکنن و دو نفر میبینن و یکی میره جدا کنه که میزنن سرش میشکنه و…و یه بیتش رو یادمه که میگه
کسی بهتر از خویشتندار نیست*که با خوب و زشت کسش کار نیست

👆☹

بهزاد علوی نوشته:

چو چنگش کشیدند خالی به موی
خالی

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.