گنجور

 
سعدی

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد

یکی خانه بر قامت خویش کرد

کسی گفت می‌دانمت دسترس

کز این خانه بهتر کنی، گفت بس

چه می‌خواهم از طارم افراشتن؟

همینم بس از بهر بگذاشتن

مکن خانه بر راه سیل، ای غلام

که کس را نگشت این عمارت تمام

نه از معرفت باشد و عقل و رای

که بر ره کند کاروانی سرای

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بخش ۱۲ - حکایت به خوانش حمیدرضا محمدی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بخش ۱۲ - حکایت به خوانش فاطمه زندی
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
بخش ۱۲ - حکایت به خوانش امیر اثنی عشری
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش