گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۴

 
رودکی
رودکی » رباعیات
 

گر بر سر نفس خود امیری، مردی

بر کور و کر ار نکته نگیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

آلبومی از مینیاتورها و نمونه‌های خوشنویسی » تصویر ۵۵ آلبومی از مینیاتورها و نمونه‌های خوشنویسی » تصویر ۵۷

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

این رباعی -اگر اشتباه نکنم- بیشتر منتسب است به پوریای ولی تا رودکی.

👆☹

مصطفی مرآت نوشته:

ار نکته نگیری درست است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

farzad نوشته:

مصرع دوم این طوری است:گر برده گری خرده نگیری مردی
حمید رضا این شعر مال بابا طاهره(البته منم شک دارم)

👆☹

سیما.م نوشته:

با سلام
من این رباعی رو در چند جای دیگه به نام پوریای ولی خوندم . از شما اساتید فاضل خواهشمندم که در این مورد تحقیق بشه که جای شک نباشه .متشکرم

👆☹

پوریا نوشته:

با درود به همه‌ی دوستان پارسی‌گوی
گمان کنم مصرع دوم
(گر بر دگری خرده نگیری مردی) باشه

👆☹

علی کیهانی شایان نوشته:

به نام خدا
من این شعر رو پوریای ولی هم دیدم
البته مصراع دوم آن شعر این طور بود:
گر بر دگری تکیه نگیری مردی

👆☹

افشین یوسفی نوشته:

با عرض سلام،این دو بیتی رو من به این صورت در چند منبع مختلف ملاحظه کردم:
گر بر سر نفس خود امیری مردی
ور بر دگری خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی
و این شعر بار هم به نقل از همون منابع منتسب است به عارف و پهلوان نامی ایران زمین پوریای ولی….اگر احتیاج باشه میتونم اسم منابع رو در اختیارتون بگذارم
با تشکر

👆☹

سعید نوشته:

بازوی ستبر گرخدا داد تو را
بر دوش کشی بار فقیری مردی

👆☹

سید هشام نوشته:

باسلام
درکمال ادب و فروتنی،ضمن اینکه بنده از گنج ادب هیچ سرمایه ندارم، اما بنظرم صحیحتر مینماید که خوانده شود:
گر دستفتاده ،پیبگیری، مردی ،
گر دست فتاده پی بگیری مردی
شاید که در املا دونقطه از’پی’ افتاده و …
خواهشمندم، فقر ادب مرا نادیده انگاشته ،واستادان سخن ،برسی نمایید.

👆☹

داود نوشته:

زمانی که امیر نصر سامانی قصد گردن زدن عده ایی شورشی را داشت رودکی که در آن زمان رئیس شعرای دربار و همراه قشون شاه سامانی بود این شعر را همانجا و فی البداهه سرود که ای شاه من “گر بر سر نفس خود امیری مردی، بر کور و کر ار نکته نگیری مردی. مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ای بگیری مردی” امیر نصر سامانی که از بلاغت و فصاحت رودکی به وجد آمده بود از کشتن اسرا صرف نظر کرد. برای پی بردن به درجه استادی رودکی فقط کافیه که خودتان را در این شرایط تجسم کنید که شاه مملکت دستور قتل عده ای را میده و شما باید ظرف چند ثانیه در آن جو پر از تنش و استرس شعری پر مفهوم بگید به طوری که شاه از تصمیم خودش منصرف بشه. میتونید؟ این اتفاق به اضافه سخاوت و خاکی بودن رودکی باعث محبوبیت صد چندان رودکی هم در دربار سامانی و هم بین مردم کوچه و خیابان شد. این سخاوت به حدی بود که رودکی برای آزادی عده ای رعیت در بند کشیده شده انگشتری را که از شاه هدیه گرفته بود داد. البته همین امر باعث دردسر رودکی در سه سال آخر عمرش شد. چرا که بدخواهان رودکی در دربار سامانی مدعی شدند که رودکی انگشتری هدیه شاه را صرف شورشیان کرده. شاهزاده جوان سامانی هم رودکی را کور کرد. گرچه بعدها پشیمان شد و با فرستادن هدایای فراوان در پی دلجویی از رودکی برآمد. دوستانی هم که میفرمایند این شعر از پوریای ولی هست!!! اشتباه میکنند. در تاجیکستان کنونی که محل تولد و دفن رودکی است فیلمهای فراوانی ساخته شده و از این شعر و چرایی سروده شدنش هم بارها یاد شده.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید