گنجور

 
رودکی

می آرد شرف مردمی پدید

آزاده نژاد از درم خرید

می آزاده پدید آرد از بد اصل

فراوان هنرست اندرین نبید

هر آنگه که خوری می خوش آنگه است

خاصه چو گل و یاسمن دمید

بسا حصن بلندا، که می گشاد

بسا کرهٔ نوزین، که بشکنید

بسا دون بخیلا، که می بخورد

کریمی به جهان در پراگنید

 
 
 
فانوس خیال: گنجور با قلموی هوش مصنوعی