والا مجیر دولت و دین باد عمر تو
آموخته ز مکرمتت بیکرانگی
احداث این زمانه ز عرض تو دور باد
او را که نیستی به کرم این زمانگی
من بنده کنانهام و بنده شراب
در هر دو نوع عیب نباشد کنانگی
هستند بندگان دیگر مر تو را ولیک
آن دیگران خریده و من بنده خانگی
من لاجرم ثنای همه سرسری دهم
و آن رفیع مجلس تو زآن خزانگی
گر چه به هر بهانه مرا پنجهی دهی
این یک بهانه کرمت بیبهانگی
صد بار نزد عقل ز پنجاهگانه یاد
این تا چو من کس از تو نمودن یگانگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.