گنجور

 
رضی‌الدین نیشابوری

محرم حاجت هر خسته‌دلی نورالدین

ای سخا ساخته از جود تو دست‌افزاری

مرهم لطف تو بی‌جای شده همواره

تا نشان یابد جایی ز دل افکاری

گر ملاقات نمی‌افتد با طلعت تو

عیب از این بنده بی‌چاره ندانی باری

که رهی آمد و محروم از این جا شد باز

همچنین باشد چون دولت نبود یاری

بنده این بار اگر دولت دیدار نیافت

نیست زاین حرمان بر خسته دل او باری

ز آن که اندازه او نیست که اندر یابد

دولت طلعت میمون تو را هر یاری

دیر باید که نسیمی وزد از بخت گران

تا سر زلف بتی خاک بر آرد کاری

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب