محرم حاجت هر خستهدلی نورالدین
ای سخا ساخته از جود تو دستافزاری
مرهم لطف تو بیجای شده همواره
تا نشان یابد جایی ز دل افکاری
گر ملاقات نمیافتد با طلعت تو
عیب از این بنده بیچاره ندانی باری
که رهی آمد و محروم از این جا شد باز
همچنین باشد چون دولت نبود یاری
بنده این بار اگر دولت دیدار نیافت
نیست زاین حرمان بر خسته دل او باری
ز آن که اندازه او نیست که اندر یابد
دولت طلعت میمون تو را هر یاری
دیر باید که نسیمی وزد از بخت گران
تا سر زلف بتی خاک بر آرد کاری