پیرایه آفرین جمال الدین
ای خدمت تو نشانه رایم
میگفتم اگر جهان کرم گیرد
آن را به ثنای خود بپیمایم
واکنون ز سخای تو فرو رفتم
آری چه کنم چو برنمیآیم
از پای فتاده چون زمین دردا
این شیوه نظم آسمانسایم
هی هی چه حماقت است این دعوی
نظم که و چه که هرزه میلایم
در شیوه نثر یاوه میگویم
در صورت شعر ژاژ میخایم
باریک شدم چو علمهات از غم
تا در دل تو شود مگر جایم
تا لطف تو کی رسد کنون باری
در رهگذر امید میپایم
تعظیم نمای مر مرا کاین جا
در تربت امید میآیم
در حاشیه خدم نویس اسمم
گر خدمت خاص را همیشایم
تشریف همه جهان دهم گر من
عطفی ز عواطفت بپیرایم
چون شب همه گوهر آورد بر سر
گر روز سخات را بپالایم
گل را چو فقاع بسته گیرم من
از لطف تو گر فقاع بگشایم
آن گه گویی ز من برنجیدی
گر از تو برنجم از که آسایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون من به ره سخن فراز آیم
خواهم که قصیدهای بیارایم
ایزد داند که جان مسکین را
تا چند عنا و رنج فرمایم
صد بار به عقده در شوم تا من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.