گنجور

 
رضی‌الدین نیشابوری

ای مجد ملک شاه که رأی رفیع تو

تا ممکن است تقویت ملک و دین کند

با خلق خرم تو عجب دارم از کسی

کاو ذکر باغ و یاد گل و یاسمن کند

آنجا که شست جود تو تیری رها کند

از هر طرف امید هزارآفرین کند

از بر و بذل تو چه تعجب همی کنند

این دولت از گزاف کسی را گزین کند

در صحبت دو دیده محرونم از لقات

تر زندگانیا که سر آستین کند

دردسر رهی همه عمرت کشیدنی است

تا خاطر مبارکت این را یقین کند

جز تخم مهر تو ننهم در زمین دل

ور دور آسمانم زیر زمین کند

با صد هزار شغل و مهم رای انورت

ترتیب انس این دل و جان حزین کند

با جان تشنه من تشریف پرسشت

فعل زلال کوثر و ماء معین کند

گر بنده را به پرسش خود کرده‌ای بزرگ

آری از آن بزرگی واجب همین کند

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب