کسم در راز تو محرم نیاید
کسم در درد تو همدم نیاید
ز یکدم سوز عیشم گر بخواهی
چنان نبود که صد ماتم نیاید
تو چندان جهد کن تا عاشق آیی
از آن پس درد و غم خود کم نیاید
به خاری ساختم از باغ عشقت
چه دانم کرد اگر این هم نیاید
ز مژگان تو جویم مرهم دل
ندانم کز سنان مرهم نیاید
توان کردن به سان زلفت از مشک
ولیکن آن چنان پر خم نیاید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.