گنجور

 
رضاقلی خان هدایت

وهُوَ اوحدالدین عبداللّه بن ضیاءالدین مسعود. بلیان از مضافات کازرون شیراز است و شیخ از قدمایِ عرفایِ آفاق و از فرزندزادگان شیخ ابوعلی دقاق. گویند برهان العارفین شیخ صفی الدین اردبیلی به صحبت آن جناب رسیده و شیخ او را حواله به جناب شیخ زاهد گیلانی کرده. غرض، از افاخم کاملین و اعاظم عارفین و زبدهٔ موحدین و قدوهٔ مجردین زمان خود بوده، مشرب عالی داشته و در سنهٔ ۶۸۳ لوای سفر آخرت افراشته. مرقدش در قریهٔ مذکور است واین اشعار از اوست:

حقیقت جز خدا دیدن روا نیست

که بی شک هرچه بینی جز خدا نیست

نمی‌گویم که عالم زوشده زانک

چنین نسبت به او کردن روا نیست

نه او عالم شده نه عالم او شد

همه جز او وزو چیزی جدا نیست

٭٭٭

اللّه اللّه جز خدا موجود نیست

واقفِ این سر بجز معبود نیست

عاشقان دوست بسیارند لیک

کس چو عبداللّه بن مسعود نیست

٭٭٭

به کین ما کمربندد کسی کش بخت برگردد

چووقت مرگ مارآیدبه گردِ رهگذر گردد

٭٭٭

ما جمله وجودِ پاکِ پاکیم

نه ز آتش و باد و آب و خاکیم

رباعی

تا حق به دو چشم سر نبینم هرگز

از پای طلب می‌ننشینم هرگز

گویند که حق به چشمِ سر نتوان دید

این ایشانند من چنینم هرگز

 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
sunny dark_mode