گنجور

 
رهی معیری
 

ای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل

از باغ ملک دور کنی مار و مور را

آنان که دفع گربه و روباه میکنند

رخصت کجا دهند سباع شرور را

تنها شغال، میوه دهقان نمیخورد

در باغ ملک ره چه دهی موش کور را

از خرسهای بیشه نزدیک غافلی

لیکن، کشی به بند شغالان دور را

دیوان به شهر گشته سلیمان عهد خویش

گرگان به خلق بسته طریق عبور را

جمعی که فارغ اند ز اندوه دیگران

کرده به خلق، غمکده بزم و سرور را

ای خواجه پاس دار که در روزگار تو

بر مور هم ستم نرسد دست زور را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.