گنجور

آتش گل

 
رهی معیری
رهی معیری » ابیات پراکنده
 

چو من ز سوز غمت جان کس نمی‌سوزد

که عشق خرمن اهل هوس نمی‌سوزد

در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست

عجب که سینه ز سوز نفس نمی‌سوزد

ز داغ و درد جدایی کجا خبر داری؟

تو را که دل به فغان جرس نمی‌سوزد

ز بس که داغ تو دارم چو لاله بر دل تنگ

دلم به حال دل هیچکس نمی‌سوزد

به جز من و تو که در پای دوست سوخته‌ایم

رهی ز آتش گل؛ خار و خس نمی‌سوزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

نگین شکروی نوشته:

بادرود وسپاس فراوان
این شعر, یکی از غزل های زیبای رهی است که بیت اول وسوم آن از قلم افتاده اند و بدینقرارند:
چو من ز سوز غمت جان کس نمی سوزد
که عشق ,خرمن اهل هوس نمی سوزد
ز داغ و درد جدایی کجا خبر داری؟
تو راکه دل به فغان جرس نمی سوزد
همچنین دربیت آخر “و” بعد از گل زاید است:
رهی زآتش گل ,خار وخس نمی سوزد

پاسخ: با تشکر، بیتهای جاافتاده اضافه شدند و مصرع مورد اشاره تصحیح شد.

حفیظ احمدی نوشته:

با سلام و خسته نباشید
زنده‌یاد ظاهر هویدا آوازخوان افغان این شعر شادروان رهی را همراه با رباعی دیگر وی در آهنگی خوانده است.
شعر دیگرش:
ای جلوه برق آشیان سوز ترا
ای روشنی شمع شب افروز ترا
زان روز که دیدمت شبی خوابم نیست
ای کاش ندیده بودم آنروز ترا
با احترام
حفیظ احمدی از افغانستان

می‌کدهٔ اپل