گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳۱

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه

با دوستان خویشتن اینها نکوست؟ نه

من سال و ماه در سخن و گفت و گوی تو

وانگه تو با کسی که درین گفت و گوست نه

با من هزار تندی و تیزی نموده‌ای

گفتم به هیچ کس که: فلان تندخوست؟ نه

ای عاشقان موی تو افزون ز موی سر

زیشان چو من ز مویه کسی همچو موست؟ نه

خلقی به بوی زلف تو از خویش رفته‌اند

کس را وقوف هست که آن خود چه بوست؟ نه

گویند: ترک او کن و یاری دگر بگیر

اندر جهان حسن کسی مثل اوست؟ نه

ای قیمتی چو جان بر ما خاک کوی تو

ما را بر تو قیمت آن خاک کوست؟ نه

شهری به آرزوی تو از جان برآمدند

کس را برآمدی ز تو جز آرزوست؟ نه

با اوحدی طریق جدایی گرفته‌ای

ای پاردوست بوده و امسال دوست نه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.