گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم

یا خود از پیش حکیمان توانا پرسیم

چه طلسمست درین گنج و چه رسمست او را

یا چه اسمست؟ کسی نیست کزو وا پرسیم

راه بسیار درین خانه، ولیکن ما را

راه آن نیست که گوییم سخن، یا پرسیم

هر که ما را بشناسد به خدا راه برد

کو شناسنده؟ که از وی سخن ما پرسیم

جان مسیحست و صلیبش تن و این معنی را

زود دانیم اگر پیش مسیحا پرسیم

سر فرزند درین خانه نشد پیدا، لیک

چون به آن خانه در آییم ز بابا پرسیم

روح را پیشتر از آدم و حوا اصلیست

ما نه طفلیم، که از آدم و حوا پرسیم

صد هزار اسم فزونست و مسماش یکی

اسم جوییم کنون؟ یا ز مسما پرسیم؟

حال امروز بپرسیم ز داننده به نقد

حال فردا بگذاریم، که فردا پرسیم

قطره‌ای بیش نباشد دو جهان از دریاش

صفت قطره همان به که ز دریا پرسیم

اوحدی، رو، تو سخن گوی که مقصود سخن

یک حدیثست و هم از مردم یکتا پرسیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.