گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا

ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش

وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو

باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا

گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم

دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا

گر بپالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۳ نوشته:

میل به عربی انحراف هم می شود به فارسی اما گرایش است . گرایند معنی احتمال می دهد اما .

 

حمید ضیایی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ نوشته:

دود دل
دل زهجر تو نیاسود بیا
بی وفائی ندهد سود بیا
هر چه کردیم غلط بود مرو
آنچه گفتیم خطا بود بیا
زود رفتی ز بَـرَم دیر مپای
مُردم از هجر رخت زود بیا
دوریت ای زهمه خوبترم
شادیم بُرد و غم افزود بیا
با همه لطف و صفا ای گل ناز
نشده دل ز تو خشنـود بیا
برق عشقت زده بر خرمن دل
به فلک رفته زدل دود بـیا
زان زمانیکه جفا کار شدی
جان زدست تو بفرسود بیا
زهره ات با همه ناکامیها
به هوس دیده نیالود بیا
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

 

محمّد محمودی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

با عرض سلام و خسته نباشید و تشکّرِ فراوان از شما.
تنها شبهه ایی ست که بر حقیر حادث شده و آن؛ هنگامِ شنیدنِ تصنیفی ست از بانو «الهه». در این تصنیف؛ گوینده، برنامه را با چند بیتی از شاعرِ بزرگ و ستودنیِ قرنِ هشت «اوحدیِ مراغه ای» آغاز می کند و بیتِ سوّم از غزلِ شماره چهل و هشتِ غزلیّاتِ ایشان را چنین می خواند: «مایۀ راحت و آسایش دل بود رُخت|تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا» در حالی که در این پایگاه؛ بجایِ کلمۀ «رخت»؛ «بودی تو» آورده شده.همچنین نیز در غزلِ شماره 104 و در بیتِ اوّل؛ مصرعِ دوّم؛ «جانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟» را «جانِ زبون چه چاره کند با سه چار مست؟» بیان می کند.
به حقیر بفرمایید که درتفاوتِ نسخه ها ؛ ما کدام را باید معتبرتر و مطمئن تر بدانیم.از آنجایی که حقیر هر روزه با «اشعار» سروکار دارم و جزوِ لاینفکِّ عمر من است؛ در چنین مواردی برایِ قاطعیّتِ کلمه چه باید کرد؟ از آنجایی که دیوانِ «حافظ»بزرگ؛ براساس نسخه ی قزوینی ست و ما خیالمان راحت و البته معتبرتر. بنابراین تطبیقِ دیوانِ این شاعر چگونه صورت گرفته است؟ لطفاً حقیر را از این سردرگمی خلاص فرمایید.سپاسِ بی نهایت از شما بزرگواران.

 

کسرا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۹ نوشته:

واقعا زیباست

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.