من نخواهم برد جان از دست دل
ای مسلمانان، فغان از دست دل
سینه میسوزد نهان از جور چشم
دیده میگرید روان از دست دل
ای رفیقان، چون ننالم؟وانگهی
بر تنم باری چنان از دست دل
هر که از دستان دل غافل شود
زود گردد داستان از دست دل
جاودانی دیدهای باید مرا
تا بگریم جاودان از دست دل
جانم اندر تاب و دل در تب فتاد
این ز دست چشم و آن از دست دل
گفته بودم: پای در دامن کشم
وین حکایت کی توان؟ از دست دل
قوت پایی ندارد اوحدی
تا نهد سر در جهان از دست دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از درد و رنجی که دلش به او تحمیل کرده، سخن میگوید و ناله میکند. او از مسلمانان میخواهد که به حال او توجه کنند، زیرا سینهاش از تأثیر نگاه معشوق میسوزد و اشکهایش بر روی سرنوشتش میریزد. با بیان اینکه هر کس از تأثیر دل غافل شود، به زودی با مشکلاتی مواجه خواهد شد، شاعر اشاره میکند که در این درد بیپایان میماند و جانش در عذاب است. او همچنین به قدرت نداشتن خود برای رهایی از این وضعیت اشاره میکند و نشان میدهد که حکایت دلش به راحتی قابل فراموشی نیست.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم جانم را از دل بگیرم، ای مسلمانان، به خاطر درد و رنجی که از دل دارم، فریاد میزنم.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر ظلمی که چشمهای تو به من میکنند، در درون میسوزد و بر اثر آن، چشمانم بیاختیار اشک میریزند.
هوش مصنوعی: ای دوستان، چگونه میتوانم شکایت نکنم، در حالی که باری سنگین از درد درون بر دوش دارم که ناشی از دل است؟
هوش مصنوعی: هر کس که به احساسات و خواستههای قلبی خود بیتوجه شود، به سرعت به مشکلات و داستانهای غمانگیز گرفتار میشود.
هوش مصنوعی: برای من باید کسی جاودانه باشد که بتوانم همیشه از دل سوختهام بگریم و درد و رنجهایم را بیان کنم.
هوش مصنوعی: جانم در حال اضطراب و دلام در آتش عشق افتاده است؛ دلیل این حال، یکی به خاطر نگاه چشمهاست و دیگری به خاطر درد دل.
هوش مصنوعی: میگوید به خودم گفتم که باید از کارها و دلمشغولیها کنار بکشم و این داستان چه زمانی امکان دارد؟ به خاطر احساسات و دلایل درونم، این کار برایم ممکن نیست.
هوش مصنوعی: اوحدی میگوید که او از شدت عشق و دلبستگی، نمیتواند به طور آزادانه در دنیا زندگی کند و نمیتواند به خواستههای دلش پاسخ بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من نخواهم برد جان از دست دل
ای مسلمانان، فغان از دست دل
سینه می سوزد مدام از جور چشم
دیده می گرید روان از دست دل
هر که از دستان دل غافل شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.