گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ز حسن تو پیدا شد آیین عشق

خرد را لبت کرد تلقین عشق

برین رقعه ننهاد شاهی قدم

که ماتش نکردی به فرزین عشق

ازین بیشه شیری نیامد برون

که او را نکشتی به زوبین عشق

ز بهر شکاردل خستگان

بر اسب بلا بسته‌ای زین عشق

کسی با خیالت نخسبد دمی

که بر وی نخوانند یاسین عشق

برین آستان دعوت هیچ کس

نگررد روا جز به آیین عشق

من آن باد را خاک خواهم شدن

که بوی تو می‌آرد از چین عشق

تو ای عالم شهر، اگر عاقلی

سکونت مجوی از مجانین عشق

گر این خلق هر کس به دینی روند

مباد اوحدی را به جز دین عشق

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.