گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

گر تو گل چهره در آیی به چمن مست امروز

ما بدانیم که در باغ گلی هست امروز

گفته‌ای: بر سر آنم که بگیرم دستت

نقد را باش، که من می‌روم از دست امروز

با چنان دانهٔ خالی که تو بر لب زده‌ای

من بر آنم که ز دامت نتوان جست امروز

رخ گل رنگ تو بس خون که بریزد فردا

دهن تنگ تو بس توبه که بشکست امروز

چشم ترکت همه بر سینهٔ من خواهد زد

هر خدنگی که رها می‌کنی از شست امروز

دل من گر به گلستان نرود معذرست

که بسی خار جفا در جگرم خست امروز

دی چو زلف تو گر آشفته شدم نیست عجب

عجب آنست که چون خاک شوم پست امروز

گر بدانم که تو بر من گذری خواهی کرد

بر سر راه تو چون خاک شوم پست امروز

اوحدی گر به سخن دست فصیحان بربست

شد به زنجیر سر زلف تو پابست امروز

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مظفر در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۱ نوشته:

بیت : دی چو زلف.....................مصرع دوم این طور صحیح است : عجب این است که چون چشم تو ام مست امروز.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کسرا در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۳ نوشته:

بعضی از سروده ها ی اوحدی واقعا عجیب دلنشین و بعضا بی همتاست ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر.. در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

درود کسرا جان
به راستی غزلی است پر از زیبایی ..
البته چند مورد نظرم را جلب کرد که شاید به غزل آسیب رسانده:
در مصرع دوم بیت دوم : جمله ی "نقد را باش" قدری از لطافت شعر کاسته است
در مصرع دوم بیت سوم : "من بر آنم" با "نتوان" سازگاری ندارد
در مصرع دوم بیت ششم : "بسی خار جفا در جگرم خست" ترکیب بندی جمله صحیح به نظر نمی رسد
جمله ی "چون خاک شوم پست امروز" در دو بیت تکرار شده و معانی متضادی را در دو بیت ایجاد نموده است..
(معذرست: معذورست)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.