گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

سر عشق از خرد برون باشد

عشق را پیشرو جنون باشد

چند گویی که: عشق بدبختیست؟

پس تو پنداشتی که چون باشد؟

گر تو بر خوان عشق خواهی بود

خورشت خاک و باده خون باشد

رقت چشم آرزومندان

اثر حرقت درون باشد

به نصیحت قرار کی گیرد؟

دل ، که از عشق بی‌سکون باشد

کی به شاخ غمش رسد دستی؟

که نه در زیر این ستون باشد

اوحدی، گر تو صد زبان داری

عاشق بی‌درم زبون باشد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.