تویی که از لب لعلت گلاب میریزد
ز زلف پرشکنت مشک ناب میریزد
متاب زلف خود، ای آفتاب رخ، دیگر
که فتنه زآن سر زلف به تاب میریزد
به هر سخن، که لب همچو شکر تو کند
مرا دگر نمکی بر کباب میریزد
به یاد روی تو هر بامداد دیدهٔ من
ستاره در قدم آفتاب میریزد
مرا بر آتش هجرت جگر چنین خسته
تو چشم خیرهٔ من بین که: آب میریزد
ز خوی تند خود، ای ترک،بر حذر میباش
که این غبار ستم بر خراب میریزد
تو سیم خواستهای ز اوحدی و دیدهٔ او
ز مفلسی همه در در جواب میریزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به ستایش معشوقی با زیباییهای خیرهکننده میپردازد که لبهایش نیکویی و زلفهایش گناهآوراست. شاعر از عشق و درد جدایی خود میگوید و متوجه است که هر لحظه به یاد معشوق، عواطفی شدید در دل و جانش به وجود میآید. او از معشوق میخواهد که با زلفهایش، فتنهای بر نیافریند و از خوی تند خود دوری کند، زیرا این امر باعث جراحت بیشتری بر دل او میشود. در نهایت، شاعر به ناچیزی و فقر خود اشاره میکند و بیان میکند که چشمداشت او از معشوق، تمامی آرزوهایش را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که از لبهای سرخ و زیبایت گلاب میریزد و از زلف فرخیات بوی خوشی مانند مشک ناب به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: ای خورشید زیبای من، از زلف خود دور نشو، زیرا که دیگران دردسر و آشفتگی را از آن زلف به وجود میآورند.
هوش مصنوعی: هر بار که لب تو که همانند شکر شیرین است، سخنی میگوید، به گونهای دیگر بر من نمک میپاشد و درد آوری تازه به جانم میزند.
هوش مصنوعی: هر صبح که به یاد چهرهٔ تو بیدار میشوم، اشکهای چشمانم مانند ستارهها در برابر تابش آفتاب فرو میریزد.
هوش مصنوعی: در آتش جدایی از تو، دل من بسیار رنجیده و خسته است، به چشم خیرهٔ من نگاه کن که اشک همانند آب بر روی زمین میریزد.
هوش مصنوعی: ای ترک، از خوی تند و تندی خود حذر کن؛ زیرا این رفتار تو باعث میشود غبار ستم بر ویرانی و خرابکاریهای انجام شده بنشیند و اوضاع را بدتر کند.
هوش مصنوعی: تو از اوحدی، طلا و زیبایی خواستهای، اما او تنها با نگاهش به فقر و بینوایی دلت میریزد و تو را ناامید میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگو که شیشه به ساغر شراب می ریزد
به قالب مه نو، آفتاب می ریزد
به گرمی نگه از شعله تاب میریزد
به نرمی سخن از گوهر آب میریزد
طراوت عرق شرم را تماشا کن
چو برگ گل ز نقابش گلاب میریزد
صبا به دامن آن زلف تا زند دستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.