گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۱

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد

عهدی بکن به وصل و از آن عهد وا مگرد

ما برگزیده‌ایم ترا از جهان، تو نیز

پیوند ما گزین وز پیوند ما مگرد

در میغ خون دل شب هجر آشنای ما

می‌بین و با مخالف ما آشنا مگرد

ای آنکه یک دم از دل ما نیستی جدا

هر دم به شیوه‌ای دگر از ما جدا مگرد

گفتی: برو، که مهرهٔ مهرت بریختم

خونم بریز و گرد چنین مهرها مگرد

دی دست در میان تو کردم، رخ تو گفت:

بالای ما بلاست، به گرد بلا مگرد

ما را غرض روا شدن از وصل روی تست

گو: کام اوحدی ز دو گیتی روا مگرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.